کتاب رستاخیز شیطانی اثر دارن شان انتشارات اردیبهشت

فروشنده: هافکو

برند:

دسته:

گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا

ویژگی های کالا

قطع: رقعی نوع جلد: شومیز مناسب برای: تمامی گروه های سنی

اتاق
اتاق
اتاق
اتاق

مشخصات فنی

مشخصات فیزیکی

  • وزن

    200 گرم
  • قطع

    به اندازه‌ی طول و عرض (درازا و پهنا) کتاب و ‌مجلات، قطع می‌گویند. استاندارهای قطع برای شناسایی اندازه‌های مختلف و انتخاب بهترین ابعاد برای کتاب یا مجله موثر است.

    رقعی

    یکی از قطع‌‌های ‌رایج کتاب با ابعاد تقریبی 15×22 سانتی‌متر.

  • تعداد صفحات

    260 صفحه
  • نوع جلد

    جلد یا رویه محافظ کتاب، مجله، دفتر، کاتالوگ، صفحه‌ی موسیقی و هر چیز دیگر در برابر آسیب‌های فیزیکی بیرونی است.

    شومیز

    اگر جنس جلد کتاب منعطف، نرم و از مقوای نازک باشد، اصطلاحا به آن جلد شومیز گفته می‌شود.

مشخصات فنی

  • نویسنده/نویسندگان

    دارن شان
  • مترجم

    سمانه گلسرخی
  • ناشر

    اردیبهشت
  • تعداد جلد

    1
  • موضوع

    داستان های انگلیسی
  • مناسب برای

    تمامی گروه های سنی

  • شابک

    9789641712954

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب رستاخیز شیطانی اثر دارن شان انتشارات اردیبهشت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توضیحات تکمیلی
هیولایی شبیه به عقربی غول‌پیکر، نیش‌هایش را درون چشمان یک زن فرو ‌کرد. همین‌که چشم‌های زن از حدقه خارج ‌شد، تخم‌هایش را درون کاسه‌ی خالی‌شده‌ی و خونی او تف کرد. سپس با چشمان نیمه‌انسانی به تخم‌هایی که در حال شکستن بودند و کرم‌هایی که با ولع در حال لولیدن روی گوشت‌های زن بودند، خیره ‌شد. هیولای دیگر شبیه به خرگوشی بانمک بود؛ با این تفاوت که یک برآمدگی کریه پشتش قرار داشت و روی یک مرد و دو بچه‌اش بالا ‌آورد. مواد بیرون‌آمده یک مایع اسیدی بود که جلزوولزکنان تا مغز استخوان‌هایشان را حل می‌کرد. یکی دیگر از نوچه‌های شیطان به دنبال یکی از مهمانداران هواپیما ‌دوید. بدنش به اندازه‌ی یک پسربچه‌ی نوپا ولی سرش از یک فرد بالغ بزرگ‌تر بود. به جای مو روی سرش شپش‌های زنده در هم می‌لولیدند و در حفره‌ای که جای چشمانش بود، دو گلوله‌‌ی آتشین جای گرفته بود. دو دهان اضافی هم در کف دستانش داشت و همان‌طور که دنبال مهماندار می‌دوید دندان‌های هر دو دستش را مشتاقانه با سرعت باز و بسته می‌کرد. همه‌ی مردم داخل هواپیما جیغ می‌کشیدند؛ البته به‌جز آنهایی که قبلاً مُرده بودند و تمام اینها در گوش ارباب شیطانی، لرد لاس، حکم یک موسیقی را داشت. او بین راهروی هواپیما، با لبخندی نفرت‌انگیز در هوا شناور بود. چشمان قرمزش به نقطه‌ای دور خیره شده بود و چند تا از بازوان هشت‌گانه‌اش با ریتم جیغ‌ها، همانند رهبر ارکستر حرکت می‌کرد اما بعد نگاهش را برگرداند و به من خیره ‌شد...
میخواهم این کالا را بخرم
free shipping