کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین

بیش از ۲۰ نفر از خریداران این محصول را پیشنهاد داده‌اند

قیمت: 33,600 تومان

فروشنده: دیجی‌کالا

برند:

دسته:

گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا

ویژگی های کالا

قطع: رقعی نوع جلد: شومیز مناسب برای: بزرگسالان

اتاق
اتاق
اتاق
اتاق

مشخصات فنی کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین

مشخصات فیزیکی

  • وزن

    202 گرم
  • قطع

    به اندازه‌ی طول و عرض (درازا و پهنا) کتاب و ‌مجلات، قطع می‌گویند. استاندارهای قطع برای شناسایی اندازه‌های مختلف و انتخاب بهترین ابعاد برای کتاب یا مجله موثر است.

    رقعی

    یکی از قطع‌‌های ‌رایج کتاب با ابعاد تقریبی 15×22 سانتی‌متر.

  • تعداد صفحات

    220 صفحه
  • نوع جلد

    جلد یا رویه محافظ کتاب، مجله، دفتر، کاتالوگ، صفحه‌ی موسیقی و هر چیز دیگر در برابر آسیب‌های فیزیکی بیرونی است.

    شومیز

    اگر جنس جلد کتاب منعطف، نرم و از مقوای نازک باشد، اصطلاحا به آن جلد شومیز گفته می‌شود.

مشخصات فنی

  • نویسنده/نویسندگان

    روزبه معین
  • ناشر

    نشر نیماژ
  • تعداد جلد

    1
  • موضوع

    رمان پارسی
  • مناسب برای

    بزرگسالان

  • شابک

    9786003673144

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توضیحات تکمیلی
کتاب «قهوه‌ی سرد آقای نویسنده» را «روزبه معین» نوشته است. این کتاب به داستان زندگی یک روزنامه‌نگار و نویسنده می‌پردازد. در قسمتی از داستان می‌خوانیم: «اولین باری که دزدی کردم هفت سالم بود، شایدم هشت سال، لقمه‌های همکلاسیم رو می‌دزدیدم، آخه خیلی خوش‌مزه بودن، بعد از اون دیگه دستم به دزدی عادت کرد، همه کار می‌کردم، جیب می‌زدم، کف می‌رفتم، دزدی از طلافروشی که خوراکم بود، کارم به جایی رسیده بود که از پول اشباع شده بودم، ولی می‌دونید رفقا وقتی دستت کج بشه دیگه هیچ جوره درست نمی‌شه، من هم تفننی دزدی می‌کردم! آخرین‌باری که دزدی کردم یه غروب چهارشنبه لب ساحل بود، یه کیف زنونه رو از روی شن‌ها کش رفتم. اما وقتی تو خونه کیف رو باز کردم خبری از پول نبود، پر بود از قلموی نقاشی، رنگ روغن، لوازم آرایش، یه عطر زنونه و یه عکس! عکس زیباترین دختری که تا حالا دیدم، با چشم‌هایی معصوم و لبخندی دلنشین، تموم شب رو داشتم به اون عکس نگاه می‌کردم، همیشه دلم می‌خواست یکی مثل اون داشته باشم، اما خب اون یه دختر زیبای هنرمند بود و من یه دزد! فردای اون روز دوباره به همون ساحل رفتم تا پیداش کنم، چند ساعت منتظر موندم ولی اون نیومد، من هم به خونه برگشتم، عطرش رو به وسایلم زدم و ساعت‌ها به تماشای عکسش نشستم و زندگی کردم. با خودم می‌گفتم کاش حداقل می‌تونستم آلبوم عکسش رو بدزدم...» این کتاب را نشر «نیماژ» منتشر کرده است.
میخواهم این کالا را بخرم
free shipping