کتاب ملت عشق اثر الیف شافاک – جیبی

/

بیش از ۲۰ نفر از خریداران این محصول را پیشنهاد داده‌اند

قیمت: 33,000 تومان

فروشنده: دیجی‌کالا

برند:

دسته:

گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا

ویژگی های کالا

قطع: جیبی نوع جلد: شومیز مناسب برای: بزرگسالان

اتاق
اتاق
اتاق
اتاق

مشخصات فنی /

مشخصات فیزیکی

  • وزن

    228 گرم
  • قطع

    به اندازه‌ی طول و عرض (درازا و پهنا) کتاب و ‌مجلات، قطع می‌گویند. استاندارهای قطع برای شناسایی اندازه‌های مختلف و انتخاب بهترین ابعاد برای کتاب یا مجله موثر است.

    جیبی

    قطع‌ جیبی که در گذشته به قطع بغلی شهرت داشته دارای ابعاد تقریبی 11×5/16 سانتی‌متر است.

  • تعداد صفحات

    511 صفحه
  • نوع جلد

    جلد یا رویه محافظ کتاب، مجله، دفتر، کاتالوگ، صفحه‌ی موسیقی و هر چیز دیگر در برابر آسیب‌های فیزیکی بیرونی است.

    شومیز

    اگر جنس جلد کتاب منعطف، نرم و از مقوای نازک باشد، اصطلاحا به آن جلد شومیز گفته می‌شود.

مشخصات فنی

  • نویسنده/نویسندگان

    الیف شافاک
  • مترجم

    ارسلان فصیحی
  • ناشر

    انتشارات ققنوس
  • تعداد جلد

    1
  • موضوع

    رمان خارجی
  • مناسب برای

    بزرگسالان

  • شابک

    9786002784490

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب ملت عشق اثر الیف شافاک – جیبی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توضیحات تکمیلی
رمان پرفروش «ملت عشق» اثر «الیف شافاک»، نویسنده‌ی ترک را «ارسلان فصیحی» به فارسی برگردانده است. ملت عشق داستان دلدادگی و رهایی است. داستان زندگی آرام و یکنواخت زنی در غرب است که درگیر اندیشه‌های عرفانی شرق می‌شود. «اللا روبینشتاین» چهل‌ساله در بیست سال اخیر همه‌ی زندگی‌اش را با توجه به زندگی زناشویی‌اش تنظیم کرده بود. تنها دلیل و عاملی که سمت‌وسوی زندگی‌اش را تعیین می‌کرد، خانه و آسایش خانواده‌اش بود. تا اینکه بعد از بیست سال زندگی مشترک، یک روز صبح خود را از بند این زندگی آزاد کرد و تک‌وتنها به سفری رفت که پایانی نامعلوم داشت. شاید عشق تنها دلیلی بود که «اللا» را از زندگی آرام و تکراری‌اش جدا کرد و در مسیری متلاطم قرار داد. در بخشی از داستان می‌خوانیم: «استاد/ بغداد، رمضان ۶۳۹، روزی را که شمس تبریزی به زاویه‌ی فقیرانه‌مان پا گذاشت، هیچ‌گاه فراموش نخواهم کرد. آن روز بعدازظهر مهمان‌های مهمی داشتیم. قاضی‌القضات با اعوان و انصارش به کلبه‌ی درویشیمان آمده بود. به نظرم این ملاقات ناگهانی صرفا نشانه‌ی نزاکت نبود. قاضی که همه می‌دانستند اهل تصوف را دوست ندارد، می‌خواست ما را نیز مانند همه‌ی صوفی‌های منطقه از نزدیک زیر نظر بگیرد. لابد آمده بود به ما بفهماند که چشم از ما برنخواهد داشت. قاضی‌القضات آدم حریصی بود؛ صورتش درهم‌رفته، شکمش بزرگ و آویزان. انگشت‌های گرد و قلنبه‌اش پر بود از انگشتر گران‌قیمت. برای سلامتی‌اش بهتر بود این‌قدر پرخوری نکند، اما به گمانم هیچ‌کس، حتی طبیب خودش، جرات نداشت این را به او یادآوری کند.» این نسخه از رمان ملت عشق را انتشارات «ققنوس» در قطع جیبی منتشر کرده است.
میخواهم این کالا را بخرم
free shipping